تبليغاتX
د ل ت ن گ ی ه ا ی س پ ن ت ا
شنبه 24 فروردین1387
6

 

 

*وقتی سکوت می‌کنیم یعنی دیگر همه چیز تمام شده است! یعنی حرفهایمان تبدیل شده به راز. رازی که نمی‌خواهیم فاش شود .*

.

.

.

یه روز به فافا گفتم : چشماتو ببند .

بست.

پیشونی شو بوسیدم .

باز نکرد چشماشو .

گفتم : فافا جان ... ؟

یه چیکه کوچولو سر خورد از گوشه چشمش .

گفتم : فافا جان اشک بود ؟

جواب نداد .

دستاشو آورد چشمامو بست .

گفتم : تا چند بشمرم فافا جان ؟

گفت : هیس !

.

.

.

فافا جان خواستم بگم هنوز باز نکردم چشمامو به پاس نفس هات .

فافا جان خواستم بگم هوا این روزها بدجوری بوی تورو میده . انگار که بوده باشی یه روزی . انگار که برای پیدا کردنم این شهر رو زیر و رو کرده باشی .

فافا جان خواستم بگم من هنوز همین جام .

باز نمیکنم  چشمامو.

.

.

.

تو قدیس بی معرفت منی هنوز .

 

 

 

شنبه 17 فروردین1387
5
 شب های روشن

 

- می گفت دو تا آدم کنار هم مثل 11 می مونن .

- یه آدم هم مثل 11 می مونه  . به شرطی که فقط به پاهاش نگاه کنی .

 

پنجشنبه 15 فروردین1387
4

 

بعد از مدت ها ...

 

دلم می خواد بغلت کنم . پیشونیتو ببوسم . بهت بگم :

عزیزکم تو حالت خوبه ...

تو هنوز سرزنده ای ...

تو هنوز می تونی خیلی کارها بکنی ...

تو هنوز می تونی بی محلی های رفیقتو تحمل کنی ...

تو هنوز می تونی یه فافا داشته باشی ...

تو هنوز می تونی از ته دلت شاد باشی ...

تو هنوز می تونی خیلی چیزهارو بیخیال بشی ...

تو هنوز می تونی همونی بشی که باید باشه ...

تو هنوز می تونی چشاتو ببندی روی همه چی ...

تو هنوز می تونی دلتو خوش کنی ...

تو هنوز می تونی روی خودت حساب کنی ...

.

.

.

به جای همه چی و همه کس .

یکشنبه 11 فروردین1387
3

 

خودمم نمی دونم چمه . ولی حالم خوش نیست .  

 

 

.

.

.

.

.

.

.

.

 

پنجشنبه 8 فروردین1387
2

 

بودنم زجرم میده .

.

.

.

همیشه .

 

پنجشنبه 1 فروردین1387
1

 

تاب می خوری لای خنده هام .

می گم  : یواش تر . می افتی .

نمی شنوی .

تندترش می کنی .

داد می زنم : به جان فافا می ترسم . یواش تر .

نگاهم می کنی . می خندی .

چشم هامو می بندم . داد می زنم : فافا !

صدام به صدات نمی رسه .

داد می زنی : هورا ...

چشم هام خیس شده .

داد می زنی : هورا ...

 گوشامو میگیرم .

دلم میلرزه . داد می زنم : بسه ! می ترسم .

.

.

.

هیچی نیست لای نشنیدن و ندیدنم .

چشامو باز می کنم .

جای خالی ات .

تاب می خوری لای اشکهام .

 

 

 

 

 

پ.ن. تموم شد یکی اش . یکی دیگه شروع شد . هی میاد ، میره .

پ.ن. برسید به روزهای بهاری تون .

موج سبز آزادی