تبليغاتX
د ل ت ن گ ی ه ا ی س پ ن ت ا
جمعه 12 تیر1388
117

 

برگردم . کنار ِ خودم

نمی تونم بنویسم . نمی تونم حرف بزنم . فقط میتونم بشینم یه گوشه و فکر کنم . بشینم رو تخت از پنجره ی اتاقم زل بزنم به سیاهی شب وهمیشه آخرش برسم به یه دیوار ِ بزرگ  که تو چرا هیچوقت با من نبودی ؟  که می دونستی چقدر یه آرامش ِ کوچولو می خوام و می دونستی دست انداختم بهت دو دستی گرفتمت و باز میرفتی . من کشیده میشدم رو زمین و زخم جا به جا رو تنم جا می موند و تو میرفتی . نگاهت به من نبود . حواست هم . وقتی برمیگشتی هاج و واج میموندی و میگرفتی به مهم نبودن . که همه یه جورایی درگیرن . که سخت نگیرم . چقدر از این کلمه ی ( همه ) بدم میاد . ندیده بودی . نشنیده بودی . اذیت شده بودم . قد ِ یه دنیا .

دور شدم از تو . که وقتی برمیگردی خیلی  دیره  و من زخمی و خسته . من تلخ .

که من تلخم . تلخ . که دورم ازت . که دارم برمیگردم .

 

 

 

می شنوی ؟ 

ابی میگه : 

نور تو بودی

کی منو از تو جدا کرد

 

 

 

 

ماهنی میگفت : کایب اُلسام . بولونماسام بیر داها .

ماهنی میگفت : سندع بونو ایستیُرسون . تبکع بنیم گیبی .

 

موج سبز آزادی